زمان یکی از بنیادیترین ابعاد تجربهی انسانی است. اما آیا این مفهوم یک ویژگی مستقل از واقعیت است، یا صرفاً محصول پردازش مغز برای نظمبخشی به تجربیات آگاهی؟ این مقاله بررسی میکند که چگونه مغز مفهوم زمان را ایجاد میکند و آیا زمان در سطح بنیادین واقعیت نیز وجود دارد. با تحلیل شواهد علوم اعصاب، تجربههای تغییر یافتهی آگاهی، و فیزیک کوانتومی، نشان خواهیم داد که زمان بیشتر یک ابزار شناختی است تا یک ویژگی ذاتی جهان
