لحظه حال به‌عنوان نقطه اتصال آگاهی و تجربه: مدلی علمی_معنوی از تعامل مغز و آگاهی

این مقاله چارچوبی مفهومی در مرز میان عصب‌شناسی، فلسفه ذهن و معنویت ارائه می‌دهد که در آن «لحظه حال» به‌عنوان تنها نقطه دسترسی به تجربه مستقیم و حقیقت در نظر گرفته می‌شود. در این دیدگاه، آنچه انسان به‌عنوان تجربه درک می‌کند، اغلب ترکیبی از ادراک جاری و بازسازی‌های حافظه‌ای مغز است. حتی در شرایطی که … Read more

The Present Moment as the Point of Contact Between Consciousness and Experience: A Scientific–Spiritual Model of Brain–Consciousness Interaction

This article presents a conceptual framework at the intersection of neuroscience, philosophy of mind, and spirituality, in which the “present moment” is considered the only point of access to direct experience and truth. Within this perspective, what humans perceive as experience is often a combination of current perception and memory-based reconstructions generated by the brain. … Read more

بازتعریف ناخودآگاه به‌عنوان فرایندهای عصبی واکنشی: گذار از مدل ذهن‌محور به چارچوب مغز–آگاهی (RBAM)

مفهوم ناخودآگاه به‌طور سنتی به‌عنوان لایه‌ای پنهان از ذهن در نظر گرفته شده است که شامل محتواهای سرکوب‌شده و فرایندهای ناهشیار است. این مقاله این تفسیر ذهن‌محور را به چالش می‌کشد و چارچوبی جایگزین ارائه می‌دهد که در آن ناخودآگاه به‌عنوان مجموعه‌ای از فرایندهای عصبی واکنشی مبتنی بر سیستم‌های زیرقشری مغز فهمیده می‌شود. در این … Read more

Redefining the Unconscious as Reactive Neural Processes: From a Mentalistic Model to the Reactive Brain–Awareness Framework (RBAM)

The concept of the unconscious has traditionally been framed as a hidden layer of the mind containing repressed contents and non-conscious processes. This paper challenges this mentalistic interpretation and proposes an alternative framework in which the unconscious is understood as a set of reactive neural processes grounded in subcortical brain systems. Within this model, patterns … Read more

ساختارهای کنترل اجتماعی و آگاهی انسان: بازاندیشی آزادی در چارچوب ساختارهای اجتماعی

زندگی انسان در درون شبکه‌ای از ساختارهای کنترلی شکل می‌گیرد که از نخستین سال‌های کودکی آغاز می‌شود و در خانواده، آموزش، فرهنگ و نهادهای اجتماعی گسترش می‌یابد. این ساختارها در ابتدا کارکردی بقایی دارند؛ زیرا با تثبیت الگوهای رفتاری، امکان هماهنگی اجتماعی و تداوم زندگی جمعی را فراهم می‌کنند. با این حال، همین سازوکارها می‌توانند … Read more

Translate