این مقاله چارچوبی مفهومی ارائه میدهد که در آن روح (یا آگاهی خالص) در درون ساختاری سهلایه با مغز تعامل دارد. ساختارهای پایینتر مغز (لایههای خزنده و لیمبیک) بهعنوان مخزن تجربیات خام و بازتابنشده از دوران کودکی در زندگی عمل میکنند. نئوکورتکس آن الگوهای رمزگذاریشده را بازتاب و تفسیر میکند، نه اینکه مستقیماً به آنها دسترسی دهد. بنابراین، آگاهی معمولی به بازنماییهای بازتابی محدود میشود و از بینش مستقیم نسبت به محتوای ناخودآگاه جلوگیری میگردد. تنها زمانی که آگاهی از فیلترهای شناختی رها شود، میتواند مستقیماً به دادههای ذخیرهشدهی ناخودآگاه دسترسی یابد و نوعی ادراک بیواسطه را ممکن سازد. این مدل پلی میان عصبشناسی، روانشناسی و فلسفهی متافیزیکیِ آگاهی ایجاد میکند و ناخودآگاه را نه بهعنوان متنی پنهان برای رمزگشایی، بلکه بهعنوان حضوری ذخیرهشده برای تماس شفاف بازتعریف میکند
